نمادها و فرهنگ دینی

 

نمادها، انسان را به درون نهفته و تفکر پنهان در نماد هدایت می‎کند 

انسان در فضای ماده به واسطه حواس پنجگانه خود ارتباط برقرار می‎کند!

یکی از اساسی‎ترین حواس انسان، بینایی اوست. فرد با نگاه به اشیاء و موجودات بیرونی به دنبال برطرف کردن نیازهای خود است. انتخاب‎ها، لذت‎ها، جهت‎گیری‎های زندگی، هدفمندی و هزاران مورد دیگر با مشاهده اتفاق می‎افتد. در نگاه دینی نیز فضای دیداری مسیری برای شناخت، معرفت و بنیش برای حرکت‎هاست تا انسان از زندگی مادی و چند ساله در این دنیا به ماندگاری ابدی و زندگی پایدار فکر کند. خداوند در قضیه داستان عزیر [1] برای نشان دادن شواهدی در باب

معاد و توحید می‎فرمایند:

« ...... فَانظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَی العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»

«... به طعام و آبت بنگر که تغییر نکرده است ، و به چهارپایت نگاه کن، می خواهیم تو را برای مردمان عبرتی گردانیم ، بنگر که استخوانها را چگونه به هم می پیوندیم و گوشت بر آن می پوشانیم چون قدرت خدا بر او آشکارشد ، گفت : می دانم که خدا بر هر کاری تواناست»

آنچه که میزان تاثیر گذاری فضای دیداری را در انسان زیاد می‎کند تمرکز و استمرار بر روی اشیاء است. انسان به واسطه تمرکز و استمرار و فعال کردن قوه تعقل است که به معرفت و شناخت می‎رسد و نتیجه‎ی این حرکت بصری و جسمی حاصل می‎گردد.

این نمونه آیات نشان‎دهنده حرکت بصری به فضای پنهان درونی است:

«قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ» [2]

«بگو در روی زمین بگردید و بنگرید که پایان کار تکذیب کنندگان چگونه بوده است»

و یا:

«أَفَلا یَنظُرُونَ إِلَی الإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» [3]

«آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده»

در بین تمامی اشیائی که ما مشاهده می‎کنیم دسته‎ای دارای تاثیرات خاصی هستند. این تاثیرات دقیقاً بر روح و روان و احساس افراد اثر می‎گذارد. انسان به واسطه توجه بر موضوعات و اشیاء، ارتباط روحی با آنها برقرار می‎کند و به واسطه همان ارتباط تاثیرگذاری و تاثیرپذیری انجام می‎گیرد. کیفیت و کمیت اثرگذاری‎ها و اثرپذیری‎ها نیز به همین علت ارتباط، و میزان توجه بستگی دارد.

نمادها نوعی علامت و نشان هست که بر اساس یک اندیشه و یا یک احساس ظهور پیدا کرده و در فضای رفتاری تاثیر خاصی ایجاد می‎کند. در واقع نمادها، مظهر و نشانه یک تفکر است.

نمادها، هشدار دهنده، دفع کننده، جذب کننده، هدایت کننده هستند که با تمرکز و توجه روی آنها، به مرور زمان حالت ارتباط نفسانی ایجاد کرده و به مرور به سمت نهادینه‎ شدن در ذهن حرکت می‎کند. البته تنها بخشی از علائم به مرور زمان، نماد می‎شوند که خود نیز به شکلی برای ارتباط غیرکلامی استفاده می‎شوند. در اصل نمادها که هویت بصری دارند ابزار ارتباط ذهنی می ‎ شوند و به مرور انفکاک و جداسازی فرد از نماد مشکل می ‎ شود.

با این توضیح باید گفت، نمادها می‎توانند به مرور زمان بر اثر توجه، انسان را به سوی فضای مثبت یا منفی سوق دهند و این مطلب در حوزه دین به فراوانی یافت می‎شود. نمادها گاهی به صورت یک جمله و پیام تجلی می‎کنند توجه به یک نوشته و یا یک عکس بدون آنکه معنای دقیقی از آن دریافت شود انسان را به اندیشه و تفکر نهفته در او می‎کشاند و آن وقت است که ارتباط واقعی برقرار می‎شود.

در حوزه دینی «شعائر»، چنین فرایندی را در انسان ایجاد می‎کند. شعائر الله علامت‎هایی است که انسان را به یاد خدا می‎اندازد. کلمه شعائر در قرآن معمولاً در مورد مراسم حج به کار رفته است. [4]

آیاتی همچون ذلک ومن یعظم شعائر الله (حج - 32)، ان الصفا والمروة من شعائرالله (بقره ـ 158)، یا ایها الذین آمنوا لاتحلوا شعائرالله (مائده ـ 2)، والبدن جعلناها لکم من شعائرالله (حج ـ 36)

که از کلمه شعائر استفاده شده گویای یک ارتباط نهفته در یک رفتار و نماد است. کعبه، صفا و مروه و ... در قرآن به عنوان شعائر نام برده شده است دقت در رعایت شعائر، احترام و التزام به آنها نشان از اثری است که فرای فضای مادی است.

چه خوب سروده است که:

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود 

حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

آنچه که اتفاق می‎افتد همان ارتباط روحی و قلبی است که در پس آن نماد نهفته است.

اسم مناسب برای افراد، تابلوهای عمومی و نمادهای ولایی مثل تابلوی حدیث سلسله الذهب[5]و .... که در جملات، تجلی می‎کند نیز نشان از یک هویت ذهنی، احساسی و رفتاری است. وجود منبر در منزل، محل مشخصی برای نماز، تابلوی الله، منظره‎ای از زیبائی‎های طبیعت و... می‎تواند نقش‎های نمادینی ایجاد کند که به واسطه تمرکز و استمرار، انسان با محتوای اصلی آنها هم‎جهت می‎شود.

نمادهای آموزشی و نمادهایی که با جهت‎گیری خاص فرهنگی طراحی می‎شود تاثیر دوچندانی در حوزه ارتباط برقرار می‎کند که بر کسی پوشیده نیست آنچه که باید مورد دقت قرار گیرد آن است که ابزارهای هنری و سازه‎های خاص باید با عنایت به همین معناداری طراحی و ایجاد گردد تا پلی برای ارتباط با فضای واقعی و حقیقی باشد.

 http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=54224

[1] . سوره بقره آیه 259. أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّیَ یُحْیِـی هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَی العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

 

[2] . سوره انعام آیه 11.

[3] . الغاشیه، آیه 17.

[4] . تفسیر نمونه، ج 1، ص 539؛ ج 2، ص 250.

[5] . روایت مشهور حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که بیش از 20000 نفر آن را از ایشان از پدر گرامیشان از پدرش تا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از جبرائیل از خدای متعال نقل نمودند.

این روایت را به خاطر گرامی بودن سلسله سندش، سلسلة الذهب نامیدند. احمد بن حنبل در مورد این روایت گفته است که اگر این روایت ( به خاطر جلالت کسانی که در سندش هستند ) را بر جن زده بخوانید خوب می شود:

حدثنا أبو اسحاق ابراهیم بن عبدالله بن اسحاق المعدل ثنا أبو علی احمد بن علی الأنصاری بنیسابور ثنا أبو الصلت عبدالسلام بن صالح الهروی ثنا علی بن موسی الرضا حدثنی أبی موسی بن جعفر حدثنی أبی جعفر بن محمد حدثنی أبی محمد بن علی حدثنی أبی علی بن الحسین بن علی حدثنی أبی علی ابن أبی طالب رضی الله تعالی عنهم حدثنا رسول الله صلی الله علیه وسلم عن جبریل علیه السلام قال قال الله عز وجل إنی أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدونی من جاءنی منکم بشهادة أن لا إله الا الله بالاخلاص دخل فی حصنی و من دخل فی حصنی أمن من عذابی هذا حدیث ثابت مشهور بهذا الإسناد من روایة الطاهرین عن آبائهم الطیبین وکان بعض سلفنا من المحدثین اذا روی هذا الاسناد قال لو قریء هذا الاسناد علی مجنون لأفاق.

/ 88 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی امیری

یعنی من با طرح یه موضوع بدخیم دعوا راه انداختم بدترین کامنت و میشه مستقیم بهش فحش داد چرا حذف! اگه قراره حج بریم و هیچ اثری در نوع رفتارمون نداشته باشه خوب چرا پولمونو حروم وهابیای نجس بکنیم خیلی ها به نون شبشون محتاجند ما دنبال اینیم تسبیح دستمون عقیقش اصل باشه جوون همسایمون چون نمیتونه ازدواج کنه گناه میکنه همه دست روی دست گذاشتند تا یکی دیگه بیاد کارهارو درست کنه قشر مذهبی هم سرشو کرده زیر لحاف پشم شیشه فرانسوی تا هم خودش سرما نخوره هم وجدان درد نگیره اگه می خواد طرح این موضوع ایجاد دعوا بکنه خوب .. کی میخوایم از خواب زمستونی بیدار شیم!

علی امیری

مردی ز کننده در خیبر پرس اسرار کرم زخواجه قنبر پرس گر طالب فیض حق بصدقی حافظ سر چشمه آن ز ساقی کوثر پرس

علی امیری

راستی بین طریقتی و شریعتی سو’ تفاهم نشه منم پیروی شریعت محمدی هستم ولی از نوع تحریف نشده و بدون دخالت دلپسندهای شخصی اسلام ناب محمدی ص

علی امیری

چشمهایت را بشوی پنجره ها را باز کن زمان را بشکاف در لامکان سکنا گزین و از آنچه می بینی در گذر شاید آزادی را تجربه کنی

تلسکوپ

مواظب باش این حالت به مقام تبدیل نشه که همنشین فرعون می شی و راه بازگشت هم نداری. این مطلب رو هم بخون.ضمنا این مطلب مال من نیست آدرسشم گذاشتم، به دردت می خوره "خواهر من ! برادر من ! عزیز من ! جان من ! گناه میکنی ؟ درست گناه کن !!!!!!!"http://seyyed-karrar.persianblog.ir/

يامهدي

هرچند كه دير يادمان افتاده است - اين كه تو نيامدي دليلش ساده است-ما تا سركوچه آب و جارو كرديم-گفتيم بيا! جهان ما آماده است

علی امیری

باید از مدیر وبلاگ تشکر کرد مگر سلیقه ای عمل کردن ایشان به بحث خاتمه بخشد همه یه جورایی دنبال فرصت برای صلح بودند ولی مدیر محترم دیر اقدام کردند تازه داشتیم به نتایج خوبی میرسیدیم که ... اینم یه جور سلیقه است (پاک کردن صورت مساله) بهرحال شاید ادامه آن ثمره چندان مفیدی نداشته باشه شاید

بیا امیر آقا ! دلت خنک شد؟ همه کامنتا رو پاک کردن جز کامنتای شما

علی امیری

بالاخره چی شد من دنبال مقامم یا اونی که سرشو کرده زیر لحاف پشم شیشه مارکدار؟

علی امیری

من که با هیچکس مشکل ندارم مشکل شماها هم طبیعیه معمولا توی هر جمعی همه با چشم بسته خودشونو اثبات می کنند حتی به قیمت خراب کردن خودشون و دیگران بگذریم نتیجه بحثمون چی شد؟