زندگی با ذلت یا مرگ با عزت

«اگر ریاست‌ بدست‌ تو نیفتاد و بدست‌ او افتاد، خوش‌ به‌ حالت‌ که‌ بدست‌ تو نیفتاد اگر بدست‌ تو افتاده‌ بود چطور می‌شد؟ خدا را شکر کن‌ حالا که‌ او مسئولیّت‌ را پذیرفته‌ است‌ و بار را تحمّل‌ کرده‌ است‌ تو هم‌ اگر در اخلاص‌ و نیّت‌ خود صاف‌ و صادق‌ باشی‌ چه‌ فرقی‌ می‌کند، کار بنام‌ تو باشد یا به‌ نام‌ او، مسلمین‌ دارای‌ عزّت‌ و سعادت‌ بشوند، از زیر پرچم‌ کفر بیرون‌ بیایند، پرچم‌ اسرائیلی‌ بر سرشان‌ نباشد، پرچم‌ آمریکائی‌ نباشد پرچم‌ روسیه‌ای‌ نباشد، عمدۀ مطلب‌ این‌ است‌.

حالا برنج‌ گران‌ باشد، روغن‌ گیر نیاید، اینها یک‌ مشکلاتی‌ است‌ که‌ خیلی‌ مهمّ نیست‌ شما بگوئید: انسان‌ آخرش‌ از گرسنگی‌ هم‌ بمیرد. غیر از این‌ که‌ نیست‌. آیا اگر انسان‌ زنده‌ باشد و زیر پرچم‌ آمریکا باشد بهتر است‌ یا بمیرد و زیر پرچم‌ کفر نباشد؟

من‌ برای‌ شما یک‌ مثال‌ می‌زنم‌: اگر شما شب‌ با خانوادۀ خودتان‌ در باغ‌ خودتان‌ خوابیده‌اید یک‌ مرتبه‌ ببینید که‌ دشمن‌ آمده‌ و می‌خواهد با ناموس‌ شما خیانت‌ کند به‌ زن‌ شما تجاوز کند آیا شما عازم‌ دفاع‌ می‌شوید یا نه‌؟ او ناموس‌ شماست‌ مادر اولاد و نسل‌ شماست‌، حیات‌ و بقاء شما به‌ اوست‌، لذا شما حتماً برای‌ دفاع‌ قیام‌ می‌کنید تا سر حد قتل‌ که‌ اگر کشته‌ بشوید به‌ بهشت‌ می‌روید، و اگر دشمن‌ را هم‌ بکشید به‌ بهشت‌ می‌روید؛ زیرا کسی‌ را کشته‌اید که‌ از زیّ خودش‌ تجاوز کرده است‌ آیا این‌ کار را می‌کنید یا نمی‌کنید؟

آیا می‌گوئید: نه‌ من‌ باید خوابم‌ خوش‌ باشد و غذایم‌ لذیذ باشد، و اگر من‌ بروم‌ کشته‌ بشوم‌ دیگر چه‌ کسی‌ زیر این‌ درخت‌ بنشیند و از این‌ نسیم‌ ملایم‌ استفاده‌ کند؟ نه‌. این‌ غلط‌ است‌. چون‌ دشمن‌ می‌آید و می‌گیرد، نه‌ تنها ناموس‌ شما را می‌گیرد، بلکه‌ خود شما را هم‌ می‌گیرد و جلوی‌ زنتان‌ سر می‌بُرد.

مسأله‌ از این‌ قرار است‌ و ما چون‌ دورانهای‌ بسیار طولانی‌ در زیر ذلّ عبودیّت‌ و استعمار و فشار بوده‌ایم‌، عیناً مانند آدمهای‌ تریاکی‌ یا هروئینی‌ که‌ چشم‌ و گوششان‌ پر است‌ از آن‌ دود و دمه‌ها و دیگر حسّ ادراک‌ هوای‌ لطیف‌ ندارند، و منگند. ما هم‌ هنوز مثل‌ اینکه‌ خوب‌ نمی‌خواهیم‌ بفهمیم‌: اسلام‌ یعنی‌ چه‌، حکومت‌ اسلام‌ یعنی‌ چه‌، استقلال‌ یعنی‌ چه‌! باز ذهنمان‌ می‌رود سراغ‌ اینکه‌ مثلاً چرا پارچه‌ گران‌ است‌! چرا فلان‌ و فلان‌ است‌!

آقاجان‌ وقتی‌ پارچه‌ گران‌ شد، انسان‌ بدون‌ پارچه‌ زندگی‌ می‌کند، لباسش‌ را وصله‌ می‌کند، دیگر از قصّۀ اصحاب‌ صفّه‌ که‌ بالاتر نیست‌، اصحاب‌ صفّه‌ حتّی‌ ساتر عورت‌ نداشتند و نماز نمی‌توانستند بخوانند. پیغمبر اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ به‌ آنها دستور داده‌ بودند دو زانو بنشینند، و پشت‌ به‌ دیوار کنند، و به‌ این‌ حال‌ عریاناً نماز بخوانند تا عورتشان‌ مشهود نشود، آنها غذا نداشتند، هیچ‌ نداشتند یک‌ خرما را چند قسمت‌ می‌کردند و هر قسمت‌ از یک‌ خرما را به‌ یک‌ نفر می‌دادند. آن‌ وقت‌ اینها شدند نگهدار اسلام‌.

خداوند می‌فرماید: «لَئِن‌ شَکَرْتُم‌ لَازِیدَنَّکُم‌ وَ لَئِن‌ کَفَرْتُم‌ إنَّ عَذَابِی‌ لَشَدِید» حالا که‌ خداوند این‌ موهبت‌ بزرگ‌ را به‌ ما ارزانی‌ داشته‌ است‌ باید قدردانی‌ کرد. و دستورات‌ حاکم‌ اسلام‌ را اجرا نمود.»[1]

**************************

این چند سطر بالا مرا یاد این قضیه می‌اندازد که بعضی آدمها دارای عزت و سربلندی هستند در حالی که جیزی ندارند و معاش زیبای دنیا را به سختی سپری می‌کنند و بعضی دیگر عزتی ندارند و در درون، متاع زیبای دنیا را به یقه خود بسته‌اند.

بین این دو دسته از دنیا تا آخرت تفاوت است. نمی‌دانم چه کسی دوست دارد که راحت زندگی کند ولی عزتی در درون خود و برای بعد خود احساس نکند. هر چه هست عزت و سربلندی راحت به دست نمی‌آید حراستش لازم است و آبیاری با وجود.

بیایید نگاه کنیم چقدر می‌ارزیم، و چقدر قیمت ماست!!


بوابه فاطمه

 

اینجا میدانی در کشور اسلامیمان نیست اینجا مرز اسرائیل است. میدانی که بر فراز آن نام و عظمت ایران چشم‌ها را خیره می‌کند. در آن سوی سیم‌های خاردار، شهرکِ همان اشغالگرانی است که اگر ذره‌ای کوتاه بیایم  از پستوهای منزمان سر در می‌آورند. از بالای تپه تا چشم باز می‌کنند عزت و قدرت ما را می‌بینند.

خود را دست کم نگیریم برای این عزت خون‌ها داده شده است.

 

[1]. گزیده‌ای از کتاب وظیفه فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس الله سره. ١٩ محرم الحرام ١۴١٠

 

/ 19 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی

http://www.hoseinabbasi.blogfa.com/cat-1.aspx سلام.وبلاگ مناقب اهل بیت علیهم السلام

طلوع

سلام موفق باشین خدا خیر تون بده قشنگ بود اما حیف که بعضی در مقابل این حکمت ها کر شده و هیچی نمی فهمند .

حبیب

باسلام واحترام حضور دوست عزیزم جناب آقای حاج ابراهیمی لیست حضور وغیاب را آماده کردم فردا چهارشنبه بعد از نماز مغرب تقدیمتان می کنم ضمنا برای کلاس فردا اطلاع رسانی فرمایید ممنونم

[خنده]چه جالبه! از بس نویسنده وبلاگ گرفتاره هرکی باهاشون کار داره مجبور میشه از وسیله اطلاع رسانی جدید یعنی کامنت استفاده کنه

سلام کسی توی این دنیا هست که نصف شبا که درای رحمت بازه بلندشه و با ضعف و خستگی و گاهی تشنگی برای شما!!! دعا کنه؟؟؟؟بدون این که خبر داشته باشید؟؟؟؟و بدون اینکه بهتون بگه؟

زیباترین نوع دعا کردن همینه

کامنت الان جز ابزارها ی جدیده؟ جدیدا اینجوری شده؟ یا از قبلا هم بوده؟

باشما نبودم که!! با 4امین کامنت از آخر بودم "...ابزار اطلاع رسانی جدید"

نصفه شبا دعاتون میکنم : خدایا ببخش اونی رو که مسبب همه مشکلاتم بود

اسیه هاشمی

پروردگارا، به ما از باران رحمتت بچشان و ما را سيراب گردان، و سايه رحمتت را با باران پر بركت خويش از ابرى كه براى روياندن سبزه‏ ها و گياهان در همه آفاق گسترده است بگشاى‏ و بر بندگانت منت گذار و ميوه‏ هاى باغها را به بار آور و شهرهايت را با شكفته شدن غنچه ‏هاى شكفته گلها و گياهان، شاداب و زنده دار و فرشتگان بزرگوارت را كه سفيران تواند شاهد و ناظر آن باران رحمت و سودمندت قرار بده، بارانى كه همواره ببارد و فراگير و دانه درشت باشد سخت و سريع و شتابان فرود آيد.خدايا، بارانى فرو فرست كه سرزمين هاى مرده‏ مان را با آن زنده و سر سبزكنى و منفعت هايى كه به خاطر قحطى و خشكسالى از دست داده ‏ايم به ما بازگردانى، و از دل زمين گل و گياه و ميوه‏ هاى گوناگون را بيرون آرى و روزي هاى ما را فراوان كنى