بازار داغ دین فروشی

 

خدا را شکر که نه سیاست خوانده ام و نه سیاست امثال منی را برمیتابد ولی هر چه که هستم مسلمانم و شیعه، در این شکی ندارم و نخواهم گذاشت شکی بیاید.

در این شلوغی سیاه و سفید و سبز و سرخ چه کسانی که بیکار ننشستند و تیشه بر نگرفتند و بر هر چه رنگ است نزدند، کسانی که هیچ رنگی را نمیپسندند الا رنگ خودشان، ایکاش میتوانستم بگویم که، بیرون از ما، قلب ما را نشانه رفته اند، و ما در درون آب به دنبال آب میگردیم. کار به جایی رسیده که هر چه داریم در بر باد گذاشتند تا هر چه که زور دارد به هوا کند که میکند.

همین سر کوچه خودمان، همین بغل، صاحب مغازه ای دین را به حراج گذاشته بود. البته من نخریدم یکی هدیه داد در کاغذ نوشته بود تایپ شده هم بود. میگفت که اهل گفتمان است باید سر میز مناظره بنشینیم و گفتگو کنیم اما هر چه کردیم و هر کجا که گفتیم نیامد که نیامد.

این شبهاتی که میبنید از یک وهابی نیست از یک شیعه است ولی هر چه هست پاسخی دارد که مرا به شیعه بودنم پایبند میکند البته من نمیدانم او از کدامیک از هفتادودو فرقه است شاید چون الان چون بازار تولید فرقه داغ است .....

این مطالب فضای مقایسه ای بین دو تفکر را نشان میدهد هر کسی باید خود را ارزیابی کند که ببیند آیا باد به سمت او آمده و آیا چیزی به حراج برده است؟

از باب اینکه معتقدم نویسنده این نامه داخل در این هفتاده و دو فرقه نیست آن را در وبلاگ دیگری گذاشته ام ، ١۶ شبهه با ١۶ پاسخ.

دستنوشته های حج و عمره

 

http://haj-omre.persianblog.ir/

 

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
ساجده فاضلی

بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند