دلم برای ماه رمضان می‎سوزد

 

«ماه رمضان مظلوم‎ترین ماه است»

نمی‎دانم قضیه چیست، مظلوم‎ترین انسان در روی زمین در اولین شب قدرش ضربت می‎خورد در دومین شب قدرش به ملکوت اعلی می‎رود، سومین شب قدرش سوم اوست و چهارمین شب قدر، هفتم او،

بهترین ماه و بهترین شب و بهترین خلق خدا در روی زمین به دست بدترین خلق خدا، اشقی الاشقیا ....

      اما ....

هنوز نیامده آه‎مان به هواست که وای چطور این 30 روز را سرکنیم،

مثل روزهای سربازی روزشماری شروع می‎شود که چند روز گذشته، از نیمه‎ی ماه که گذشتیم دیگر شمارش معکوس شروع شده که چند روز مانده، 8 ... 5 ... 3 ....

کلی مجاهده می‎کنیم که انگار بدهکاریم و باید بدهی معوقه بپردازیم هنوز به نیمه شب نرسیده چرت می‎زنیم و وقتی به خود می‎آییم اللهم انی اسئلک صدای مسجد را پر کرده؛

هنوز نزدیک ظهر نشده که صدای شکم‎ها اطرافیان را با خبر می‎کند عصرها هم که مثل جنازه دیگر نایی نمانده،

از عشق دیدارِ سفره زود مهیا می‎شویم، صدای ربنا که بلند می‎شود بدمان نمی‎آید که چند لقمه‎ای را آماده کنیم تا اذان بگویند و وقت تلف نشود؛

مانند مسابقه کار شروع می‎شود هنوز اذان تمام نشده نیمی از سفره را شخم زده‎ایم،

وقتی این جعبه جادویی خاموش می‎شود که پاسی از شب گذشته و دیگر نایی نمانده، باید برای سحر بیدار شد،

     سحر هم که ....

*****

یادم نمی‎رود هنوز ماه ضیافت نیامده، میهمان بنده‎ای از بندگان خدا بودیم هنوز هفته‎ای به میهمانی خدا مانده آماده شده بود و مهیا، شال و کلاه کرده بود که انگار سفری طولانی در پیش دارد، انگار این ضیافت، آخرین دعوت اوست، تمرین خود را آغاز کرده بود، کم حرف می‎زد، کم غذا می‎خورد، کم میخوابید، بیش از بیش قرآن میخواند و سکوت و سکوت،

به ضیافت که رفت دیگر خود را نمی‎شناخت فقط به فکر حساب و کتاب بود، چه کرده، چه میکند، از کجا آمده در کجا هست و به کجا خواهد رفت، شب قدر را قدر می‎دانست و برای ماندنش و رفتنش دعای خیر می‎کرد، پیمانه قدرش را به دود دست گرفته بود و آرام نگه داشته بود تا ذره‎ای از آن نریزد،

شمارشش با شمارش من تفاوت داشت، چقدر خوب که 28 روز از ماه مانده و چه سخت و تلخ که زود تمام خواهد شد،

اول نماز می‎خواند و بعد افطار می‎کرد، خودش دعای سحر می‎خواند و خودش اذان میگفت و ....

در چند روز آخر بسترش را جمع کرده بود گویی دیگر فرصتی نمانده،

قرآنش را با آنکه آرام می‎خواند به اتمام رسانده بود ...

               .... و تو ....

                          چه کردی؟ .......

/ 0 نظر / 16 بازدید