ماه

این متن مستقیما ازبخش نظرات، انتخاب شده:

« کاش میشدببینمش لَختی،تاکه بردارد از دلم غم را/

آن کمان ابروان جادو چشم،دوستت دارمِ مجسم را/

ماه اگر در مُحاق هم باشد،بازفرقی نمی کند ماه است/

این ندیدن فقط فزونی داد،لحظه درلحظه اشتیاقم را/     

                                  

محوعکسی شدم که بعداز او،فتح تنهایی ام به دستش بود/

محوآن چشمهای نافذ که، کرده تسخیرقاب خاتم را/

ماه مستور من که مستی بر،پلکهایش دخیل می بندد/

درشراب طهورچشمانش،غسل دادندآب زمزم را/


این شعرفوق العاده زیبا از دوستم خانم زارع هست.امیدوارم ازینکه شعرشو منتشرکردم ناراحت نشه ».

/ 1 نظر / 21 بازدید

حالا این خانم زارع دوست شماست یا کسی که کامنت گذاشته؟