به بهانه: مرگ مدرن یا مدرنیته مرگ 2

اصلا نتونستم ازش صرف نظر کنم، از دو حال خارج نیست یا واقعیت داره یا نه، در هر دو صورتش ارتباط دقیقی با پست قبلی داره.

این نکته را متذکر میشوم که من مخالف استفاده از ابزارهای مدرن نیستم اما.....

**************************

    مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه اش کرد و تمیز کردن زمین رو -به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واستون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..»
    مرد جواب داد:
«اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.. نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10کیلویی گوجه فرنگی بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت.در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه اش رو دو برابر کنه.. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ...
     پنج سال بعد، اون مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آینده ی خانواده اش برنامه ریزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه ی عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد:
«من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟»
مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:
آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت!
********
این مطلب برای من ایمیل شده بود!!
/ 5 نظر / 17 بازدید

جناب صبا به کامنت های مطلب قبلی نه مطلب قبلش مراجعه فرمایید.باتشکر بی بی چلچله

خوشبختانه یا متاسفانه تو کشور ما هنوز به این شدت نیست. وگر نه احتمالا شما هم آبدارچی می شدید....با اینکه مطلب رو قبلا شنیده بودم ولی باز هم برام تلنگر بود

ام کرار

جالبه مدیریت خدا هم که تو عالم کشک!!!

علیمی

جالب بود.خوشحالم به جمع شما پیوستم

امید

سلام در مورد پست دوم باید بگم که اصلا" هیچ ربطی نداشت! چرا اینجوری فکر نمی کنید که اگر این شخص با اینترنت آشنا بود و با این استعدادی که در تجارت دارد اصلا" به سراغ آبدارچی شدن نمی رفت و در همان فضای اینترنتی برای خود شغلی دست و پا می کرد و شاید اگر این شخص ایمیل داشت از طرف شرکت های متعدد برای او فرم دعوت به کار می آمد.