فأین تذهبون؟

 

فأین تذهبون؟

 

قلبم درد می‎کند موهایم سرم ریخته و دست‎هایم زخم شده. مدتی که در اینجا نبودم آرامش بیشتری داشتم خیلی  از دردها را احساس نمی‎کردم شاید صورت مسأله را پاک کرده بودم، نمی‎‎دانم.

طبق معمول بدون وقفه حرف میزنم، کلمات بدون فاصله با شور  و احساس پشت سرهم ردیف می‎شود چون خودم به حرفهایم اعتقاد دارم احساس می‎کنم در دل بچه‎های کلاس می‎نشیند، هر چه در دل دارم بیرون می‎ریزم. غصه‎های بی‎دینی مردم، غصه‎های کم‎کاری امثال من، غصه‎های تهاجم  غرب به کشور، به اسلام، داد می‎کشم که: وقتی به جوان‎ها نگاه می‎کنم دلم می‎سوزد، اصلا حواسشان به اطرافشان نیست. انگار نه انگار که سیل بی‎دینی به نام اسلام همه‎ی ما را غرق کرده است؛

تقریبا کسی پلک هم نمیزند، هر از چند گاهی صدایی از بین بچه‎ها به گوش  می‎رسد که: وای! پس این کار ما نیز مطابق نظر اسلام نیست؟!!!

با حسرت به من نگاه می‎کنند اینجا مهد تشیع است و من با تمام وجود به آن افتخار می‎کنم درد دل‎ها به اوج خود رسیده فقط کافیست کسی بگوید: السلام علیک یا ابا عبدالله؛

          گریه همه در می‎آید.

زنگ می‎خورد، کاغذ و دفتر را جمع می‎کنم و از کلاس بیرون می‎روم. در راه‎پله‎ها صدایی مرا متوقف می‎کند. ببخشید استاد یه لحظه!!

بفرمایید!

    یه مشورت میخواستم؛

(طبق معمول) اگر بلد باشم در خدمتم.

    شوهرم از یک نفر پول میخواهد حکم جلب هم دارد چندین بار به دنبال او رفته. کار به اینجا رسیده که ما را تهدید کرده است. خیلی نگران هستم. صدای ما به هیچ جایی نمیرسد!!

مگر چقدر است؟

    300 هزار تومان.

با تعجب سوال می‎کنم: شوهر شما ایرانی است؟!

    مکث می‎کند و : « نه »

حرفی برای گفتن ندارم. بغض کرده پشت ماشین می‎نشینم و حرکت می‎کنم، در این گیرودار مانده‎ام که در دادگاه حق در محضر خدا چه بگویم:

 اول ایرانی هستم یا اول یک مسلمان!! خدا کدام را از من قبول میکند؟!!

 

/ 1 نظر / 13 بازدید

پيامبر خدا (صلی الله علیه و‌آله): أبغُوني في الضُّعَفاءِ، فإنُّما تُرزَقُونَ و تُنصَرونَ بضُعَفائکُم. مرا در میان محرومان بجویید؛ زیرا که شما به واسطۀ محرومانتان روزی داده و یاری می‌شوید. Seek for me among the poor, for you are sustained and helped because of the poor. میزان الحکمه، ح 1103